موضوع:
شرایط وجوب صوم
بحث در شرائط وجوب صوم بود.
در این جلسه، استاد دام ظله، بحث شرطیت حضر را پی میگیرند.
بعضی از روایات مسئله در جامع الاحادیث، در باب هفتم و بعضی در باب هشتم است،
روایت اول:
صحیحه محمد بن
مسلم «مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَعَلَیْهِ صِیَامُ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَ یَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِذَا دَخَلَ أَرْضاً قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ هُوَ یُرِیدُ الْإِقَامَةَ بِهَا فَعَلَیْهِ صَوْمُ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَإِنْ دَخَلَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَلَا صِیَامَ عَلَیْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ
»
[1]
، این
روایت ظهور بسیار قوی دارد که برای کسی که بعد از طلوع فجر وارد شده، الزامی نیست، اگر «
وَ إِنْ شَاءَ صَامَ
» را اینگونه معنا کنیم که به بعد از ورود نظر ندارد و میگوید که اگر قبلاً میخواست، مختار بود که قبل از اینکه وارد شود، قبل از زوال مرتکب مفطر شود و وارد شود که دیگر نتواند روزه واجب را تحویل دهد یا افطار نکند و روزه واجب خود را تحویل دهد، با اینکه مفروض اینکه صیامی بر او نیست، ورود بعد از طلوع فجر است، بنابر این معنا باید بگوئیم که «
فَلَا صِیَامَ عَلَیْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ
» تقیید میشود و میگوید که اگر بعد از طلوع فجر وارد شود، اگر قبل از آن افطار کرده باشد، صیامی بر او نیست، با اینکه ظاهر کالصریح در این است که الزام ندارد اما اگر بخواهد میتواند روزه بگیرد، دیگران میگویند که الزام دارد اما الزام آن تقیید میشود و ذیل مقید صدر است، این خیلی بعید است که مراد از این جمله باشد، این توجیه با این عبارت سازگار نیست، از این ناحیه صراحت عرفی برای جواز دارد و
میتواند روزه بگیرد یا نگیرد، ممکن است که این با کلام کسانی مانند مرحوم ابی الصلاح در کافی
[2]
و مرحوم علاء الدین حلبی در اشارة السبق
[3]
سازگار باشد که گفتهاند مطلقا چه مرتکب مفطر شده و چه نشده و چه قبل و چه بعد از ظهر وارد شود، امساک تأدبی است که الزامی نیست، توجیه آن به گونهای دیگر بسیار بعید است. منتها این را میتوانیم بگوئیم که این روایت در مورد مقیم است و در مورد ورود به وطن نیست، مقیم که به جائی وارد میشود، موضوعاً مسافر است اما شرع بر او بعضی از احکام حاضر را بار کرده، ممکن است به خاطر اینکه مقیم میخواهد خود را جمع و جور کند، اگر قبل از وقت وارد شود، وقت بیشتری برای جمع و جور کردن خود دارد، لذا الزامی است که روزه بگیرد، اما اگر وسط روز وارد شود، شارع ارفاق کرده باشد که در خصوص اینجا مختار باشد که قصد کند و روزه بگیرد یا قصد نکند، ممکن است بگوئیم که خصوصیتی در باب مقیم هست و نسبت به متوطن چنین حکمی نباشد، اگر روایات دیگری باشد که در مورد کسی که قبلاً امساک کرده و قبل از ظهر وارد وطن خود شده، ظاهر در تعیین باشد، ممکن است بین اینها اینگونه جمع کنیم که این روایت در مورد مقیم است و مقیم در این جهت حکم متوطن را ندارد، اگر به وطن وارد شود، آسان است و شارع میگوید باید روزه بگیرد، ممکن است این را بگوئیم.
سؤال و پاسخ
بله، این درست است و مطلب خوبی است، اول تعبیر این است که «
إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَار
»، از منزل که حرکت میکند روزه بوده، «
فَعَلَیْهِ صِیَامُ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَ یَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَان
»، اینجا را «
یَعْتَدُّ بِهِ
» میگوید اما در ذیل نمیگوید، این نیز تأیید است.
خلاصه، روایات با کلام عدهای از فقهاء تطبیق میکند که گفتهاند صوم مشروع نیست و خلاف قاعده نیز هست که صوم نصفه و نیمه قبول شود، اگر بخواهد با قول مشهور تطبیق کند، بسیار متکلفانه است که بگوئیم مراد از «
لَا صِیَامَ عَلَیْه
» این است که واجب
نیست روزه بگیرد به شرط اینکه مرتکب مفطر شده باشد، و مراد از «وَ إِنْ شَاءَ صَامَ» این است که اگر افطار نکرده باشد، میتواند روزه بگیرد.
روایت دوم
روایت سماعه است، در سند آن علی بن سندی است که طبق تحقیق او همان علی بن اسماعیل سندی ثقه است و روایت معتبر
است
، «عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ کَیْفَ یَصْنَعُ إِذَا أَرَادَ السَّفَرَ قَالَ …
وَ إِنْ قَدِمَ بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَفْطَرَ وَ لَا یَأْکُلُ ظَاهِراً وَ إِنْ قَدِمَ مِنْ سَفَرِهِ قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَعَلَیْهِ صِیَامُ ذَلِکَ الْیَوْمِ إِنْ شَاءَ
»
[4]
.
«
إِنْ شَاءَ
» با «
عَلَیْهِ
» و وجوب سازگار نیست، نمیتوانیم بگوئیم مراد این است که «ان أراد القدوم من سفره قبل زوال الشمس»، کسی که بنا دارد و میداند که قبل از زوال وارد وطن میشود، مختار است که بر ذمه خود تکلیف بیاورد یا نیاورد، اگر امساک کرد، بر ذمه او تکلیف میآید، و اگر مرتکب مفطر شد، بر ذمه او تکلیف نمیآید، «قَدِمَ» را به معنای «ان أراد القدوم» بگیریم، بعضی
﴿قُمْتُمْ﴾
در
﴿یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ﴾
[5]
را «ان
أردتم القیام» معنا کردهاند، اما به نظر میرسد که معنای اراده در روایت بسیار بعید است و در آیه شریفه نیز بعید است، در آیه شریفه یک احتمال این است که به معنای این است که از خواب بیدار شدید، اگر این نیز نباشد، اراده در مفهوم قام الیه نهفته است و در تقدیر نیست، در روایت نیز معنای اراده خلاف ظاهر است و نسبت به صدر روایت که میگوید «
إِنْ قَدِمَ بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَفْطَرَ وَ لَا یَأْکُلُ ظَاهِراً
» خلاف سیاق است، این که به معنای أراد القدوم نیست که حتی در مسافرت نیز افطار نکند، این به معنای بعد القدوم است، اگر «
قَدِمَ
» اول به معنای نفس القدوم و «
قَدِمَ
» دوم به معنای ارادة القدوم باشد، این خیلی خلاف ظاهر است. به دو صورت میتوان این را توجیه کرد ؛ یکی این است که بگوئیم مراد این است که اختیار با خود او است، در نذر با تعهدی که انسان میکند، بر او لازم میشود، در حج لازم نیست مستحب انجام دهد، اما اگر انجام داد، به ذمه او میآید، اگر بخواهد، میتواند خود را مدیون کند، در اینجا نیز بگوئیم که اگر روزه را قصد کند، باید
تمام کند، اما میتواند قصد نکند، یا اگر قصد کند که روزه واقعی بگیرد، لازم میشود، و اگر قصد کند که تأدبی را انجام دهد، میتواند افطار کند. دوم این است که بگوئیم مراد این است که اختیار به ذمه آمدن با خود او است، اگر قبلاً امساک کرده باشد، به ذمه میآید، و اگر قبلاً امساک نکرده باشد، به ذمه او نمیآید، به دلیل اینکه قابل وجهین است، نمیشود برای مورد بحث استدلال کرد و گفت که واجب است یا مخیر است، هیچ طرف را نمیتوانیم بگوئیم، نمیدانیم که معنای مشهور یا معنای دیگر درست است.
سؤال و پاسخ
«
عَلَیْهِ
» را «له» معنا کردن عرفی نیست، اما ممکن است بگوئیم که اگر خواست، همین که الان آمده، به ذمه او میآید، باید قبلاً مقدمه آن را فراهم کند تا بر او واجب شود.
و آن معنای دیگری که بگوئیم با قصد تعین پیدا میکند، کسی به آن قائل نشده، اما محتمل در این روایت هست.
روایت سوم
مطلب دیگری هست که کسی به آن قائل نشده اما در مورد آن روایتی وارد شده که سند آن تمام نیست، و آن روایت دعائم الاسلام است، میگوید روزه با سه قید واجب میشود، افطار نکرده باشد و قبل از ظهر وارد شده باشد و از شب نیت صوم داشته باشد، این قید نیت از شب در هیچیک از اقوال وجود ندارد
، «عن جعفر بن محمد ع أَنَّهُ قَالَ
مَنْ خَرَجَ مُسَافِراً فِی شَهْرِ رَمَضَانَ قَبْلَ الزَّوَالِ قَضَی ذَلِکَ الْیَوْمَ … وَ إِنْ قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ فَوَصَلَ إِلَی أَهْلِهِ قَبْلَ الزَّوَالِ وَ لَمْ یَکُنْ أَفْطَرَ ذَلِکَ الْیَوْمَ وَ بَیَّتَ صِیَامَهُ وَ نَوَاهُ اعْتَدَّ بِهِ وَ لَمْ یَقْضِهِ وَ إِنْ لَمْ یَنْوِهِ أَوْ دَخَلَ بَعْدَ الزَّوَالِ قَضَاهُ
»
[6]
.