موضوع:
نیّت روزه/بررسی وقت نیّت روزه مستحبی- بررسی روایات
وقت نیّت روزه مستحبی
در اين جلسه، مسئله فرصت نيت روزه نافله را مورد بحث و بررسي قرار ميدهيم.
به مشهور يا به اشهر نسبت داده شده كه نيت نافله تا زوال است، در شرايع به «أشهر» نسبت داده،
[1]
و در مدارك
[2]
و ذخيره
[3]
و كفايه
[4]
مرحوم سبزواري تعبير «اكثر» كردهاند، و در شرح لمعه
[5]
و مسالك
[6]
و حدائق
[7]
به مشهور نسبت دادهاند، و تسامحي در مسالك شده و كلمه «أشهر» موجود در شرايع را با مشهور يكي حساب كرده و گفته مشهور اين است همانطور كه در متن شرايع آمده است، قول مقابل مشهور، نادر است و قول مقابل اشهر، كثير است منتها آن قول أشهر، أكثر است.
به كتب كه مراجعه كردم، معلوم شد كه اين نسبت درست نيست و شهرتي در مسئله وجود ندارد. قبل از شرايع كه در اين كتاب تعبير «اشهر» شده، هشت فقيه قائل هستند كه نيت صوم نافله محدود به ظهر نيست و بعد از ظهر هم نيت صحيح است، البته دو نفر از هشت نفر در كتب خود مختلف فتوا دادهاند، برخي به نيت تا غروب تصريح كردهاند و برخي نيز به نيت تا بعد از ظهر تصريح دارند كه آقايان نوعاً اينطور فهميدهاند كه مراد از بعد از ظهر، تا غروب است. قبل از شرايع فقط مرحوم ابن أبي عقيل فرصت نيت روزه نافله را بدون اينكه مختلف فتوا دهد، تا ظهر دانسته است،
[8]
دو نفر ديگر هستند كه مختلف گفتهاند؛ مرحوم شيخ كه در مبسوط
[9]
تا نزديك غروب و در برخي كتب ديگر خود تا ظهر قائل شده است، و مرحوم ابن براج در مهذب
[10]
تا ظهر و در شرح جمل العلم مرحوم سيد مرتضي تا بعد از ظهر قائل شده است و دعواي اجماع هم كرده است، فقط يك نفر بدون اختلاف قائل شده كه تا ظهر است و شش نفر قبل از شرايع بدون اختلاف قائل شدهاند كه تا بعد از ظهر هم هست؛ مرحوم ابن عقیل، مرحوم سيد مرتضي در دو كتاب خود،
[11]
مرحوم ابن ادريس،
[12]
مرحوم ابن زهره،
[13]
مرحوم ابن حمزه،
[14]
مرحوم قطب الدين كيدري.
[15]
و در چهار كتاب نيز به عدم محدوديت تا ظهر دعواي اجماع شده است؛ انتصار، شرح جمل العلم مرحوم ابن براج، غنيه مرحوم ابن زهره، سرائر مرحوم ابن ادريس. در منتهي نيز نسبت به نيت تا غروب دعواي «اكثر» شده است.
[16]
مرحوم شيخ طوسي در خلاف تعبيري دارد كه آن در مورد شهرت فتوائي نيست و در مورد روايات است كه ميفرمايد بعضي قائل شدهاند تا غروب است ولي براي آن مستندي نديدهام.
[17]
پس، شهرتي در مسئله نيست ولي محققاً ميتوان گفت كه اشهر اين است كه فرصت نيت روزه نافله محدود به ظهر نيست. تا زمان مرحوم صاحب جواهر، بيست و يك فقيه در سي و دو كتاب محدود به ظهر ندانستهاند. و ده فقيه در بيست و يك كتاب قائل به محدوديت نيت نافله تا ظهر شدهاند. بلا اشكال اشهر اين است كه نيت روزه نافله محدود به ظهر نيست و تا نزديك غروب فرصت نيت وجود دارد.
بررسی روایات
در مسئله، چهار روايت هست كه يكي معتبر و بقيه مؤيد آن است كه نيت نافله محدود به ظهر است و از عدهاي از روايات استفاده ميشود كه محدود به ظهر نيست.
روایات محدود کننده نیّت تا ظهر
روایت دعائم الاسلام
روايات محدوديت تا ظهر در جامع الأحاديث باب دوم ابواب نية الصوم است، حديث دوم، روايت دعائم عن جعفر بن محمد ع:
«أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَصْبَحَ لَا يَنْوِي الصَّوْمَ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَطَوَّعَ بِالصَّوْمِ فَلَهُ ذَلِكَ مَا لَمْ تَزُلِ الشَّمْسُ».
روایت عیسی
روايت پنجم از باب دوم در کتاب جامع الاحادیث، راوي به امام نسبت نداده ولي يكي از اصحاب مورد وثوق حضرت صادق عليه
السلام اين روايت را نقل ميكند و او عيسي بن ابي منصور شلقان است، مراد از عيسي كه به طور مطلق در اين روايت هست، همين عيسي بن ابي منصور است، چنين راوياني مطمئناً احكام شرع را از خود نقل نميكنند بلكه اگر مطلبي در مورد احكام شرع ميگويند، نقل مطالب امام معصوم است، اما در عين حال، چنين رواياتي كه اصطلاحاً به آنها موقوف ميگويند و متصل به امام عليه السلام نيست، معتبر نيست، زيرا احتمال اجتهاد راويان در كلمات ائمه عليهم السلام وجود دارد كه برداشتي از كلام امام داشتهاند كه آن برداشت براي ما ثابت نيست و يا در جمع بين روايات به مطلبي رسيدهاند كه آن براي ما ثابت نباشد. كلمات روات در امور حسي مانند نقل از معصوم كه اشتباه كمتر در آن رخ ميدهد، حجت است اما برداشتهاي خود راوي حجت نيست. اين روايت حجت نيست ولي براي تأييد مطلب خوب است.
«إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ الْكُوفِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عِيسَى قَالَ:
مَنْ بَاتَ وَ هُوَ يَنْوِي الصِّيَامَ مِنْ غَدٍ لَزِمَهُ ذَلِكَ فَإِنْ أَفْطَرَ فَعَلَيْهِ قَضَاؤُهُ وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ يَنْوِ الصِّيَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِلَى أَنْ تَزُولَ الشَّمْسُ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ فَإِنْ زَالَتِ الشَّمْسُ وَ لَمْ يَأْكُلْ فَلْيُتِمَّ الصَّوْمَ إِلَى اللَّيْلِ».
«مَنْ بَاتَ وَ هُوَ يَنْوِي الصِّيَامَ مِنْ غَدٍ لَزِمَهُ ذَلِكَ فَإِنْ أَفْطَرَ فَعَلَيْهِ قَضَاؤُهُ»
كه عرض كردم كه اين شاهد بر اين است كه روزه واجب موسع يا روزه قضاء نيست، در اين روايت قضاء مستند به همين افطار اين روزه منوي از شب است، و اين فقط با نافله سازگار است و در مورد روزه قضائي نيست، زيرا روزه قضائي مستند به اين روزهاي كه گرفته و افطار كرده نيست بلكه علت اسبقي دارد كه روزه واجبي را نگرفته و قضاء آن به گردن او آمده است، «وَ مَنْ أَصْبَحَ وَ لَمْ يَنْوِ الصِّيَامَ …».
دو روايت ديگر كه يكي از آنها موثقه و معتبر است، در جلد 11 جامع الأحاديث هم هست.
روایت ابن بکیر
«عَنْهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْقَصِيرِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ وَ هُوَ جُنُبٌ ثُمَّ أَرَادَ الصِّيَامَ بَعْدَ مَا اغْتَسَلَ وَ مَضَى مَا مَضَى مِنَ النَّهَارِ قَالَ يَصُومُ إِنْ شَاءَ وَ هُوَ بِالْخِيَارِ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ».
«مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْقَصِيرِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع» اين روايت ضعيف السند است، الآن به همه سند مراجعه نكردم ولي فعلاً أبي عبد الله الرازي كه جاموراني است، تضعيف شده است.
اين هر سه روايت كه خوانديم، از نظر سند ضعيف است، ولي نظير روايات مستفيض كه چند روايت از روات مختلف راجع به يك موضوع باشد، در بسياري از موارد اطمينان آور است و چندان نيازي به اين ندارد كه تك تك قابل اعتماد باشد.
روایتی دیگر از ابن بکیر (موثقه ابن بکیر)
روايت ديگري از ابن بكير هست كه موثقه است، در ابواب ما يجب الامساك عنه، باب 13 هم هست، «مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يَنَامُ حَتَّى يُصْبِحَ أَ يَصُومُ ذَلِكَ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً فَقَالَ أَ لَيْسَ هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ نِصْفِ النَّهَارِ».
«قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يَنَامُ حَتَّى يُصْبِحَ»
محل استشهاد، موضوعي بوده كه بين امام و راوي مورد تسلم بوده و حضرت به آن تمسك ميفرمايند كه از ناحيه نيت كه اشكالي ندارد، از ناحيه جنابت نيز مانعي نيست، «يَصُومُ ذَلِكَ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً؟ فَقَالَ أَ لَيْسَ هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ نِصْفِ النَّهَارِ» پس، از ناحيه بقاء بر جنابتي كه پيش آمده نيز اشكالي نيست.
سابقين معمولاً اين روايات را ذكر نكردهاند، در معتبر
[22]
ميفرمايد دو روايت كه يكي محدود به ظهر و ديگري غير محدود در مسئله هست، و يك روايت براي محدود ذكر ميكند كه هيچ دلالتي بر محدوديت ندارد و آن روايت هشام بن سالم
[23]
است كه أمير المؤمنين عليه السلام در روز وارد خانه ميشدند و ميفرمودند اگر غذائي نيست روزه بگيرم و ايشان روزه ميگرفتند، ديگران به استناد اطلاق به اين روايت گفتهاند محدود نيست. حالا معتبر شرح نافع است، در نافع ميگويد دو روايت است كه اصح محدوديت است،
[24]
چون در معتبر شرح كرده، معلوم ميشود كه همين روايت را ميگويد.
شهيد ثاني ميفرمايد كه رواياتي بر محدوديت هست و برخي روايات بر عدم محدوديت هست،
[25]
اما روايات محدوديت را نقل نميكند، معلوم نيست كه آنچه زائد در معتبر هست، نزد ايشان بوده باشد.
مرحوم شيخ طوسي در خلاف ميفرمايد كه مسئله محل اختلاف است و اينكه محدود به ظهر باشد «هو الظاهر في الروايات»،
[26]
معلوم نيست ايشان چه رواياتي را در نظر گرفته است و چيزي نقل نميكند.
روایات بیان کننده مشروعیت نیّت تا بعد از زوال
در مقابل، روايات ديگري هست كه مشروعيت نيت صوم بعد از ظهر را اثبات ميكند.
روایت هشام بن سالم
روايت اول باب دوم ابواب نيت صوم است، صحيحه هشام بن سالم: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يُصْبِحُ وَ لَا يَنْوِي الصَّوْمَ فَإِذَا تَعَالَى النَّهَارُ حَدَثَ لَهُ رَأْيٌ فِي الصَّوْمِ فَقَالَ إِنْ هُوَ نَوَى الصَّوْمَ قَبْلَ أَنْ تَزُولَ الشَّمْسُ حُسِبَ لَهُ مِنْ يَوْمِهِ وَ إِنْ نَوَاهُ بَعْدَ الزَّوَالِ حُسِبَ لَهُ مِنَ الْوَقْتِ الَّذِي نَوَى».
روایتی دریگر از هشام بن سالم
روايت سوم باب:
«قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَدْخُلُ إِلَى أَهْلِهِ وَ يَقُولُ عِنْدَكُمْ شَيْءٌ وَ إِلَّا صُمْتُ فَإِنْ كَانَ عِنْدَهُمْ شَيْءٌ أَتَوْهُ بِهِ وَ إِلَّا صَامَ».
پيداست كه نقل اين سيرهها براي بيان حكم شرعي مسئله است، اگر نيت به قبل از ظهر محدود بود، در نقل اين سيره كه بيانگر حكم شرعي است، اين محدوديت نقل ميشد و از آنجا كه اين محدوديت ذكر نشده، معلوم ميشود كه نيت روزه نافله محدود به قبل از ظهر نيست. مرحوم آقاي خوئي ميفرمايد چون غالباً حضرت بعد از ظهر وارد منزل ميشدند، پس، مورد روايت بعد از ظهر است،
[29]
ولي ما اين را نميگوئيم و شايد اكثراً پس از نماز صبح و انجام كارهائي قبل از ظهر وارد منزل ميشدند و چنين ميفرمودند، حالا شايد غالباً قبل از ظهر و يا غالباً بعد از ظهر وارد منزل ميشدند، اما از اينكه امام بيان نميفرمايند كه قبل يا بعد بوده، استفاده ميشود كه ملاك همين است كه اگر شب نيت نكرده باشد، روز ميتواند نيت كند.
روایت محمد بن قیس
روايت چهارم باب كه به يك حساب ممكن است دو روايت بشمار آورد، صحيحه محمَّد بن قيس:
«عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ عَلِيٌّ ع إِذَا لَمْ يَفْرِضِ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ صِيَاماً ثُمَّ ذَكَرَ الصِّيَامَ قَبْلَ أَنْ يَطْعَمَ طَعَاماً أَوْ يَشْرَبَ شَرَاباً وَ لَمْ يُفْطِرْ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَر».
محمد بن قيس اين روايت را از حضرت محمد باقر عليه السلام نقل ميكند، و به همين مضمون در روايت جعفريات محمد بن اسماعيل از حضرت موسي بن جعفر عليهما السلام نقل ميكند.
البته لحن اين روايات، اصل ارتباط آنها با مسئله جاري ثابت است، ولي مفروض مثلاً اين روايت محمد بن قيس اين است كه ناسي بوده و بعد به فكر افتاده است، اما برخي از روايات نسبت به كسي كه از اول بناي روزه نداشته و بعد تصميم به روزه ميگيرد، اطلاق دارد و شامل اين صورت نيز ميشود.
روایت جعفریات- اشعثیات
روايت دهم باب، روايت جعفريات بأسناده عن علي ع: «
أَنَّ رَجُلًا مِنَ الْأَنْصَارِ أَتَى النَّبِيَّ ص فَصَلَّى مَعَهُ صَلَاةَ الْعَصْرِ ثُمَّ قَامَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ص إِنِّي كُنْتُ الْيَوْمَ فِي ضَيْعَةٍ لِي وَ إِنِّي لَمْ أَطْعَمْ شَيْئاً أَ فَأَصُومُ قَالَ نَعَمْ قَالَ إِنَّ عَلَيَّ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَأَجْعَلُهُ مَكَانَهُ قَالَ نَعَمْ».
شايد از ترك استفصال، حكم همه فروض ترديد در صيام و تصميم به عدم صيام و صورت غفلت استفاده ميشود.
روایت ابوبصیر
روايت هفدهم باب، «الْحُسَيْنُ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّائِمِ الْمُتَطَوِّعِ تَعْرِضُ لَهُ الْحَاجَةُ قَالَ هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْعَصْرِ وَ إِنْ مَكَثَ حَتَّى الْعَصْرِ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَصُومَ وَ لَمْ يَكُنْ نَوَى ذَلِكَ فَلَهُ أَنْ يَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ إِنْ شَاءَ».
«سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَان عَنْ أَبِي بَصِيرٍ» بنابر اينكه سماعه را واقفي بدانيم، موثقه است، مرحوم علامه در ابي بصير اشكال كرده
[33]
و در مختلف اين روايت را ضعف سند رد كرده،
[34]
اما اين اثبات شده كه اشكالي در ابي بصير نيست.
«قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الصَّائِمِ الْمُتَطَوِّعِ تَعْرِضُ لَهُ الْحَاجَةُ قَالَ هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْعَصْرِ»
مسئله اول اين است كه كسي از شب نيت كرده، قدر مسلم آن اين است كه از شب هم نيت داشته است، امام ميفرمايند كه تا عصر افطار جايز است، و مسئله دوم هم اين است كه نيت نكرده بود و حالا ميخواهد نيت كند، اين را خود امام عنوان ميفرمايند، سائل راجع به افطار سؤال كرده و حضرت تفضلاً صورت نيت را نيز بيان ميفرمايند كه
«وَ إِنْ مَكَثَ حَتَّى الْعَصْرِ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَصُومَ وَ لَمْ يَكُنْ نَوَى ذَلِكَ فَلَهُ أَنْ يَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ إِنْ شَاءَ».
روايت را بايد صحيحه بدانيم كه در فقيه نقل كرده
[35]
و در مقنع نيز نقل كرده
[36]
كه بنابر همين روايتها فتوا ميدهد، پس، چون مقنع كتاب فتوائي است، ايشان را هم به آن شش فقيه اضافه كنيم و بگوئيم هفت فقيه هستند كه اينگونه فتوا ميدهند.
خلاصه، از قدماء اينها قائل شدهاند.
(سؤال و پاسخ استاد دام ظله):
بله، درست است عيسي را هم ما آن طرف نقل ميكنيم، حالا ممكن است در جمع دلالي، كلام عيسي را هم تفسير كنيم.
اين روايات هست، و عجيب اين است كه با اينكه اين روايات در دسترس مرحوم شيخ طوسي بوده، ايشان فرموده كه نصي راجع به نيت بعد از ظهر نيافتم.
[37]
در ميان اين روايات بيشتر بر روي روايات ابي بصير تكيه شده است كه از آن استفاده كردهاند كه نيت بعد از ظهر صحيح است.
مرحوم علامه حلي در مختلف از استدلال به اين روايت پاسخ ميدهد كه اين روايت صدراً و ذيلاً راجع به سؤال سائل و افطار صائم متطوع است كه آيا كسي كه نيت صوم كرده، حق افطار دارد؟ حضرت فرمودهاند كه تا وقت عصر اختيار دارد، و متمم آن اين است كه شخص كه اول نيت صوم كرده بود، حالا اگر تصميم به افطار گرفت و بعد دوباره منصرف شد و «بَدَا لَهُ» كه صوم را اعاده كند، اين راجع به تجديد نظر است، مشهور بين فقهاء حتي در روزه ماه مبارك رمضان نيز گفتهاند كه اين تجديد النية صحيح است و صوم باطل نميشود، ايشان فرموده اين روايت راجع به مورد بحث و احداث نيت در بعد از ظهر نيست و لذا اين روايت را در مختلف رد كرده است،
[38]
و كأنه شايد مرحوم شيخ طوسي نيز كه فرموده نصي در اين مسئله پيدا نكردم، با اينكه همين روايت را مرحوم طوسي نقل كرده است، روايت را همين ميداند كه راجع به مورد بحث و احداث نيت در بعد از ظهر نيست، و بقيه روايات را نيز يا نقل نكرده و بعضي هم مانند روايت عيسي موقوف است، لذا اعتنا نكرده است، اينها روايات مسئله است.
جمع بین دو دسته روایات مذکوره
اول فقيهي كه بين اين روايات جمع كرده است، شهيد ثاني است،
[39]
گمان ميكنم كه همان جمع را شاگرد ايشان، مرحوم محقق اردبيلي نيز گفته است
[40]
و مرحوم آقاي خوئي نيز اين را دارد.
[41]
جمع بين روايات اين است كه بگوئيم روايات محدوديت تا ظهر، روزهاي را ميگويد كه به حساب روزه كل گذاشته شود و مجزي باشد از اوامري كه گفتهاند مثلاً اگر معتكف سه روز روزه بگيرد، روز اول و دوم مستحب است و روز سوم واجب ميشود، حالا در آن دو روز اول شبانه فراموش كرد نيت صوم كند، آنجا ميگويد اگر قبل از ظهر نيت كرد، صوم كل حساب ميشود و اشكالي ندارد و احكام سه روز در باب اعتكاف بار ميشود، يا در صورتي است كه ميگويند اگر كسي روز روزه بگيرد، بعد فلان دعا را بخواند، اگر كسي در اين روزهها قبل از ظهر متوجه شد و نيت كرد، به منزله نيت كل و نيت از شب است و كافي است، اما بعد از ظهر به درد اينها نميخورد و در اين موارد بايد تجديد كند، ولي في نفسه يك صوم ناقص مطلوب شرعي است و از اوامر كلي صوم و رواياتي كه ظاهر در صوم كل است، كفايت نميكند، جمع بين روايات اين است كه آن رواياتي كه محدود به ظهر كرده، يعني آن كه به درد صوم كل بخورد، و رواياتي كه مشروعيت را اثبات كرده، اصل مشروعيت و استحباب است كه روايت هشام بن سالم شاهد بر اين مطلب است.
و به احتمال قوي، فقهائي كه گاهي كلامشان مختلف شده و گاهي هر كدام قولي را قائل شده است، در بسياري از آنها ميتوان گفت كه نزاع آنها لفظي است و كسي كه ميگويد نيت بعد از ظهر جائز است، ميخواهد اصل مشروعيت را اثبات كند، و كسي كه ميگويد محدود تا ظهر است، اجزاء اصل صوم و كل صوم و صوم كامل است، مرحوم شيخ در خلاف كه ميگويد روايتي پيدا نكرده، شايد مراد اين باشد كه ايشان ميگويد كه براي اجزاء از اوامري كه ميگويد فلان روز را روزه بگيريد، روايتي پيدا نكردم، اينگونه ميتوان بين بسياري از كلمات مختلف يك فقيه و يا چند فقيه در مسئله جمع كرد، اين بحث تمام است.
[1]
شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام، ج1، ص: 168، و لو نسيها ليلا جددها نهارا ما بينه و بين الزوال.
[2]
مدارك الأحكام في شرح عبادات شرائع الإسلام، ج6، ص: 25، قد ظهر من ذلك وجه امتداد وقت النية في صوم النافلة إلى الزوال كما هو مذهب الأكثر.
[3]
ذخيرة المعاد في شرح الإرشاد، ج2، ص: 514، و اعلم أن الأصحاب اختلفوا في وقت نية النافلة فالأكثر على أنه تعد وقت نية النافلة إلى الزوال.
[4]
كفاية الأحكام، ج1، ص: 243، و اختلفوا في وقت نيّة النافلة، فالأكثر على أنّه يمتدّ وقت نيّة النافلة إلى الزوال.
[5]
الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية (المحشى – كلانتر)، ج2، ص: 107، و أما النافلة فالمشهور أنه كذلك.
[6]
مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج2، ص: 9، و أما صوم النافلة فالمشهور انه كذلك.
[7]
الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج13، ص: 24، المشهور بين الأصحاب (رضوان الله عليهم) انه يمتد وقت نية النافلة أيضا الى الزوال.
[8]
حياة ابن أبي عقيل و فقهه، ص: 271، منع ابن أبي عقيل، من تجديد النية بعد الزوال، و جعل النفل كالفرض في ذلك. و مجموعة فتاوى ابن أبي عقيل، ص: 68.
[9]
المبسوط في فقه الإمامية، ج1، ص: 278، و متى فاتت إلى بعد الزوال فقد فات وقتها إلا في النوافل خاصة و النهاية في مجرد الفقه و الفتاوى، ص: 165، و من أصبح بنيّة الإفطار، جاز له أن يجدّد النيّة لقضاء شهر رمضان و الخلاف، ج2، ص: 167، يجوز أن ينوي صيام النافلة نهارا.
[10]
المهذب (لابن البراج)، ج1، ص: 203، و تجديد النية للقضاء ممن يصبح بنية الإفطار يصح الى قبل الزوال.
[11]
جمل العلم و العمل، ص: 89، و في صيام التطوع إلى بعد الزوال. و الانتصار في انفرادات الإمامية، ص: 180، و مما ظن انفراد الإمامية به: القول بأن صوم التطوع يجزئ عنه نيته بعد الزوال.
[12]
السرائر الحاوي لتحرير الفتاوى، ج1، ص: 373، فأمّا صوم التطوع، فله أن ينوي ما دام في نهاره.
[13]
غنية النزوع إلى علمي الأصول و الفروع، ص: 137، فأما الصوم النفل فيجوز النية له إلى بعد الزوال.
[14]
الوسيلة إلى نيل الفضيلة، ص: 140، ن زوال الشمس و إن نسيها في صوم نافلة جدد أيضا بعد الزوال.
[15]
إصباح الشيعة بمصباح الشريعة، ص: 137، و يجوز تجديدها إلى الزوال.
[16]
منتهى المطلب في تحقيق المذهب، ج9، ص: 32، و ثانيهما: أنّه يمتدّ وقتها بامتداد النهار.
[17]
الخلاف، ج2، ص: 167، يجوز أن ينوي صيام النافلة نهارا.
[18]
. «وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ أَصْبَحَ لَا يَنْوِي الصَّوْمَ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَطَوَّعَ بِالصَّوْمِ فَلَهُ ذَلِكَ مَا لَمْ تَزُلِ الشَّمْسُ قَالَ وَ كَذَلِكَ إِنْ أَصْبَحَ صَائِماً مُتَطَوِّعاً فَلَهُ أَنْ يُفْطِرَ مَا لَمْ تَزُلِ الشَّمْسُ». دعائم الإسلام، ج1، ص: 285.
[19]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 189، ح533 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 19، ح12727.
[20]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 322، ح989.
[21]
. الكافي (ط – الإسلامية)، ج4، ص: 105، ح3 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 68، ح12847.
[22]
المعتبر في شرح المختصر، ج2، ص: 647، و في وقتها الصيام النافلة روايتان.
[23]
وسائل الشيعة، ج10، ص: 12، ح12708.
[24]
المختصر النافع في فقه الإمامية، ج1، ص: 65، و في وقتها للمندوب روايتان، أصحهما: مساواة الواجب.
[25]
مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج2، ص: 9، و أما صوم النافلة فالمشهور انه كذلك.
[26]
الخلاف، ج2، ص: 167.
[27]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 188، ح528 و532 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 12، ح12709.
[28]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 188، ح531 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 12، ح12708.
[29]
موسوعة الإمام الخوئي، ج21، ص: 55، و لا شكّ أنّ الإتيان إلى البيت غالباً إنّما هو بعد الزوال.
[30]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 187، ح525 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 11، ح12706.
[31]
. الجعفريات – الأشعثيات، ص: 61.
[32]
. تهذيب الأحكام، ج4، ص: 186، ح521 و وسائل الشيعة، ج10، ص: 14، ح12715.
[33]
در رجال ص277گفته: عن أبي بصير ضعيف.
[34]
مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج3، ص: 373، فانّا نقول: إنّ الطريق ضعيف.
[35]
من لا يحضره الفقيه، ج2، ص: 91، ح1819.
[36]
المقنع (للشيخ الصدوق)، ص: 201، و سئل الصادق- عليه السلام- عن الصائم المتطوع.
[37]
الخلاف، ج2، ص: 167، و لست أعرف به نصا.
[38]
مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، ج3، ص: 373، فانّا نقول: إنّ الطريق ضعيف.
[39]
مسالك الأفهام إلى تنقيح شرائع الإسلام، ج2، ص: 9، و أما صوم النافلة فالمشهور انه كذلك.
[40]
مجمع الفائدة و البرهان في شرح إرشاد الأذهان، ج5، ص: 24، فتجوز النيّة في النافلة ما دام النهار باقيا.
[41]
موسوعة الإمام الخوئي، ج21، ص: 56، و محصّل المراد: أنّ تجديد النيّة بعد الزوال.